تاریخ انتشار

2017-04-20

حواشی اکران «ترمینال غرب» در باغملک

آنچه در ادامه می خوانید روایتی از حواشی اکران «ترمینال غرب» در بوستان مادر باغملک استان خوزستان است.
حواشی اکران «ترمینال غرب» در باغملک
ارزش گذاری برای فیلم ها

آنچه در ادامه می خوانید روایتی از حواشی اکران «ترمینال غرب» در بوستان مادر باغملک استان خوزستان است که به زبانی توصیفی توسط یکی از اکران کنندگان عمار نگارش شده است:
برای اولین بار می خواستیم در بوستان مادر که یک مکان عمومی است اکران فیلم آن هم فیلم سینمایی داشته باشیم.

دست به کار شدیم و از چند روز قبل نامه نگاری ها و هماهنگی ها را با اداره ارشاد و شهرداری باغملک انجام دادیم و تنها هماهنگی سیستم صوت مانده بود و به همین علت تبلیغات را آغاز نکرده بودیم.

چند جا به ما قول دادند سیستم هماهنگ کنند و اما هیچ کدام جواب قطعی ندادند برای همین تا ظهر همان روز اکران همچنان اکران معلق مانده بود.

نزدیک ظهر بود که یک اکو شارژی پیدا کردیم همین را غنیمت شمردیم و تبلیغات را شروع کردیم از فضای مجازی گرفته تا تریبون نماز جمعه و پخش برگ تبلیغات بین نمازگزارن و درب خانه ها توسط نوجوانان محله.

بعد از نماز جمعه یک راست سمت شهرداری رفتیم تا صندلی هایی که قبلا هماهنگ کردیم را تحویل بگیریم با چند تماس مجدد ۸۰ صندلی هم جور شد و به انبار بوستان منتقل کردیم اما همچنان نگران سیستم صوت بودیم.

عصر حدود ساعت ۱۹ شد و به بوستان رفتیم و چند جوان از مسجد محله را دیدیم که رابط پریز به دست داشتند و خودجوش برای کمک آمده بودند.

کل بوستان را قدم می زدیم و دنبال مکان مناسب برای نصب پرده پروژکتور بودیم هر کدام یک نظر می داد.

در همین بین بود که سیستم صوت رسید کمی خیال مان راحت شد و حالا تمام وسایل را داشتیم و فقط نصب آنها مانده بود.

تقریبا یک ساعت طول کشید و همچنان دنبال مکان مناسب بودیم و هر جا را پیشنهاد می دادیم یک نقص داشت و آن هم نبود پریز برق برای روشن کردن وسایل.

رئیس شورای شهر و دیگر اعضای شورا به جمع ما پیوستند و آنها نیز نظراتی دیگر داشتند حتی اکران در پارکینگ ماشین ها هم پیشنهاد شد.

نبود پریز برق گره در کارمان انداخت و در این بین قفل بزرگی که بر درب اتاق تاسیسات برق زده بود خودنمایی می کرد تلاش کردیم قفل را بشکنیم اما نشد و ناچارا َ محل بازی کودکان را برای اکران انتخاب کردیم.

در این بین هیچ کدام مان از جمعیتی که قرار بود بیاید پیش بینی دقیقی نداشتیم و برای همین همان تعداد صندلی و سیستم صوت کوچک که حالا صدای اذان را در پارک پخش می کرد را ،کافی می دانستیم.

با کمک بچه سریع صندلی ها را چیدیم و پرده پروژکتور و سیستم را راه اندازی کردیم و با اینکه ساعتی تا زمان اعلام شده مانده بود صندلی ها یکی یکی پر می شد اما همه کودک بودند کمی نگران بودیم از اینکه کسی نمی آید.

دیدن معاون فرماندار در آن بین باعث دلگرمی شده بود و تشویق هایی که می کرد به ما انرژی می‌داد.

فرصت را غنیمت شمردیم و چند فیلم کوتاه برای کودکان اکران کردیم و تا شروع زمان برنامه در نمازخانه نشستیم بیرون که آمدیم باور کردنی نبود صندلی ها پر شده بود و جمعیت ایستاده نظاره گر بودند.

خوشحال از دیدن آن جمعیت و نگران از نبودن جا برای نشستن ، در همین حال تنها کاری که می توانستیم کنیم این بود که موکت های نمازخانه را نیز پهن کنیم.

هنوز چند دقیقه نگذشته بود که موکت ها هم پر شد و دیگر مردم یا ایستاده بودند یا لبه سکوهای پارک می نشستند و اما جمعیتی که از بالای پارک نظاره گر بودند یا دیدن افراد فرهنگی و پاسدار و کارمند شهرستان انرژی مضاعفی به ما می داد، جمعیت غیرقابل شمارش بود.

برنامه را با سرود ملی و نماهنگ سلام هفتمین جشنواره عمار آغاز کردیم و یکی ، دو کلیپ کوتاه از جشنواره عمار مانند “علمک” را اکران کردیم به کلیپ اصلی که رسیدیم رایانه قفل کرد و عمل نمی کرد دستپاچه شدیم و سریع رایانه را عوض کردیم و فیلم آغاز شد.

خنده و شیطنت کودکان باعث شلوغی برنامه شده بود باید به شیوه ای آرام شان می کردیم فکر اکران مجزا به ذهن مان خطور کرد و یکی یکی از روی صندلی به سمت نمازخانه هدایت شان کردیم بیش از آنچه فکر می کردیم شیطنت می کردند و آرام کردن شان بسیار سخت اما شدنی بود هر چندتا کلیپ که داشتیم پخش کردیم حتی فیلم های جشنواره های قبلی و قبلی تر …

به محوطه برگشتم و در میان جمعیت شهردار را دیدم به سمتش رفتم تا هم تشکر کنم و هم پیشنهادی بدهم.

پس از تشکر از هماهنگی های وی پیشنهاد دادم با توجه به استقبال مردم و نبود سینما در باغملک هر هفته یک فیلم با کیفیت بهتر در پارک ها اکران کنیم که با استقبال وی روبرو شدم.

فیلم به پایان رسید و مردم پاکت های انفاق فرهنگی که به جای فروش بلیت به آنها دادیم را پس می آوردند و فرزندان شان را از نمازخانه که حالا مهد شده بود تحویل می گرفتند و می رفتند.

با تمام نواقص فیلم اکران شد و از همان شب به فکر سیستم صوت بزرگتر ، موکت های بیشتر و اکران یک فیلم دیگر بودیم و حال که شهردار مجوز هفتگی داده بود خیال مان راحت شده بود که حتی می توانیم این اکران ها را در دیگر پارک ها انجام دهیم تا شاید بتوانیم ذره ای از رنج نبود سینما را در شهرستان جبران کنیم.

و اما خوشحالی ما اینگونه تکمیل شده بود که از دیگر شهرهای شهرستان برای اجرای چنین برنامه ایی یعنی اکران در پارک برای عموم مردم درخواست داده شد و ما خرسند از اینکه توانستیم قدمی در رساندن مفاهیم فیلم های جشنواره مردمی عمار به خود مردم برداریم باشند که استمرار یابد.